| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
هفتهنامه تماشاگران امروز : چند روز پیش که برای اولین بار با او تماس گرفته بودیم، مدتی را زمان خواست تا فکرهایش را بکند …
بعد از یکی دو روز تماس گرفت و پرسید: «من اگر مصاحبه کنم، واقعاً شما میتوانید چاپش کنید؟» بعد از آن مکالمه باز هم وقت خواست. با چند نفری مشورت کرد و بالاخره جواب نهایی را داد. به دفترمان آمد، گرم و صمیمی حرف زد. البته نگران بود. ابتدای مصاحبه با هر سر و صدایی که بیرون از فضای دفتر به گوش میرسید، نگرانتر میشد. اما هر چه گذشت، آرامتر شد. از میانه مصاحبه دیگر آنقدر ریلکس شد که یک سیب سرخ پوست کند و خورد.آرمان زارعی متولد ۶۵ است. تمام زندگیاش را به پای موسیقی گذاشته ولی کسی او را به نام واقعیاش نمیشناسد. ۲AFM حالا دیگر یکی از ستارههای سرشناس موسیقی زیرزمینی ایران است. چهرهای که حالا دیگر میخواهد از زیرزمین بیرون بیاید و به صورت رسمی و با مجوز کارهایش را منتشر کند. این اولین گفتوگوی مطبوعانی آرمین است.
(میخندد) برخی از اطلاعات درست است اما فقط یکسری. متولد قلب تهران هستم.
بهطور جدی برمیگردد به ۱۰ سال پیش؛ دورهای که در دبیرستان درس میخواندم.
آن زمان با ۴ تا از دوستان دبیرستانم در استودیو خانگی کار میکردیم، البته همه چیزش خانگی بود!
معمولی بود، شاید هم به نوعی زیرخط فقر، در خانه کار میکردیم و دور هم جمع میشدیم و مینوشتیم و میخواندیم؛ چه روزهایی بود!
نهزیاد. آنروزها ما فقط کارهای خارجی را برمیداشتیم و روی آن ترانههای ایرانی مینوشتیم و میخواندیم. روی همان بیتها و آهنگهایی که میشنیدم را میخواندیم، نه چیزی بیشتر و نه کمتر، حرفهای کار نمیکردیم.
بعد از دوره خانگی خواندن، گفتیم برویم استودیو و کار ضبط کنیم. پیش از آن من و رضا یکدیگر را در خزرشهر دیده بودیم. بعد هم به صورت کاملاً اتفاقی همدیگر را در یک استودیو دیدیم. همهچیز برایمان جنبه سرگرمی داشت. در آن سالها فکر خیلی چیزها را نمیکردیم. اینکه بخواهیم تیم شویم و بخوانیم یا اصلاً شبیه چه کسی بخوانیم. فقط خیلی شر و شور بودیم و هیجان و خوانندگی را دوست داشتیم. رضایا آهنگ «نازگل» را برایم گذاشت و گفت بیا روی این آهنگ بخوان، آهنگ را شنیدم و دوست داشتم و گفتم میخوانم.
نه، آن روزها فقط یک استودیو بود که همه رپخوانها آنجا میرفتند و کار میساختند. اصلاً مگر چند رپخوان داشتیم؟ به اندازه انگشتهای دست نمیشدند. استودیویی در محله یوسفآباد تهران بود که بیشتر کسانی که میخواستند کاری ضبط کنند، به آنجا میرفتند. ما هم همدیگر را آنجا دیدیم.
دقیقاً هر دو نفر ما از زمانی ناممان سر زبانها افتاد که با هم کار کردیم. همکاری ما ادامه داشت تا به جایی رسیدیم که کارمان به حاشیه کشیده شد؛ رضا گفت که میخواهم بروم، بیا برویم از ایران، من گفتم نمیروم، دوست نداشتم از ایران بروم؛ همین شد که از هم جدا شدیم.
ببینید ۲AFM مخفف چهار اسم از دوستان دبیرستانی من بود که سالها پیش با هم کار میکردیم.
اسمم را عوض کنم چه بگذارم؟
زارعی را دوست نداشتم؛ هنری نبود. بعد از آهنگ «نازگل» که با رضایا خواندیم همه من را با این نام میشناختند؛ تغییر نام برایم سخت بود.
درباره بقیه خودشان باید نظر بدهند. اما درباره خودم میگویم. شاید ۷ نفر به نام آرمین وارد کار خوانندگی رپ شوند. من دوست دارم زمانی که میگویند آرمین و منظورشان من هستم همه بدانند حرف چه کسی است. به همین خاطر ترجیح دادم آرمین۲AFM بمانم.
همهچیز در یک دوره اتفاق افتاد. من به شدت رپ خارجی گوش میدادم و طرفدار این سبک بودم.
دقیقاً. آنموقع ما یک قشر خاصی بودیم که این کار را دوست داشتیم. به ما میگفتند این چه سبکی است وسط آهنگ دکلمه میکنید؟ این چهجور خواندن است؟ اصلاً کار ما را موسیقی حساب نمیکردند، اما این روزها همهجا شما رپ میشنوید، حتی میتوانم بگویم رکورد پاپیها را هم زدهایم.
ما تقریباً با هم شروع کردیم. من و «حسین تُهی» از دبیرستان تا دانشگاه همکلاس بودیم. حسین هم شلوار بَگی میپوشید و رپ گوش میداد، شبیه من بود؛ اخلاقیاتش را میگویم. بالاخره سر یک چیز با هم تفاهم داشتیم و آن هم موسیقی بود.
مدرسه جالبی بود، همه هم بچه زرنگ بودند، به خصوص حسین تهی که یکی از شاگردان ممتاز کلاس بود و روی دستش کسی پیدا نمیشد.
آن روزها چهره ما زیاد شناختهشده نبود، اما تا دلتان بخواهد، صدای ما لو رفته بود. آنقدر هم بزرگ نشده بودیم که بخواهیم سیاستمدارانه برخورد کنیم و بدانیم چه راهی و رفتاری درست است و چه چیزی غلط. به همینخاطر زمانی که فهمیدند رپخوان هستیم، محترمانه از ما خواستند که از دانشگاه برویم.
بههرحال سبک او این است.
من از سال ۸۸، فقط ۱۰ آهنگ بیرون دادهام. کارهایی که رپخوانهای دیگر بیرون دادند را بشمارید ببینید چندتا بوده.
اگر من کار اجتماعی بیرون بدهم و مردم نپسندند چه؟
قبول دارم، اما سبک او این است. من هم سبک خودم را در ترانه و آهنگ دارم. آهنگهایم بیشتر R&B هستند و فضای عاشقانه دارند. دوست ندارم شبیه کسی دیگری کار کنم.
نهخیر، هیچوقت برخوردی از سازمانی با من نشده است.
من اصلاً مهمانی نمیروم که بخواهد برخوردی با من شود. یک جمع محدودی از دوستانم اطرافم هستند که با همانها رفتوآمد دارم.
من خودم دیگر تهِ زیرزمین هستم، اما چرا از این کنسرتهایی که شما میگویید خبر ندارم؟ کدام کنسرت؟ مگر شوخی است که کنسرت بگذاری و هیچکس هم هیچچیز نگوید؟ آن هم در حالی که اگر بخواهی برای دختر کوچکت تولد بگیری، همسایههای سر و ته کوچه باخبر میشوند! بالاخره کسی هست که زنگ بزند و از صدای آهنگ «تولدت مبارک» شکایت کند.
من شاید در محیط محدود دوستانم خوانده باشم، اما کنسرت برای ۲۰ نفر اجرا نکردهام. اصلاً نه نیاز مالی به این قضیه دارم نه نیاز به شهرت.
کاری جدا از هنر برای خودم دارم. نه آهنگسازی، نه ترانهسرایی و نه هیچ چیز دیگر که به رپ و خوانندگی مربوط باشد. برای خودم در فضای دیگری پول در میآورم.
شما چرا فکر میکنید من خوب پول در میآورم؟ خانوادهام حامی من هستند. همین و بس. خانوادهام گفتند دنبال هر چیزی که دوست داری برو و فقط موفق باش.
چرا فکر میکنید من با شما فرق دارم و از مریخ آمدهام؟
قبول دارم، اما باور کنید این مسائل را میشود خیلی راحت حل کرد. من ۳ ساعت است دارم با شما مصاحبه میکنم و میگویم دلم میخواهد مجوز بگیرم، چه کسی از پول بدش میآید؟ اما نمیشود من که تا کنون ۱۰ کار در شبکههای آنور آبی داشتهام، بیایم و به راحتی فکر مجوز به سرم بزند. باید راه را طی کرد، اما از مسیرش. بگذارید همهچیز را برایتان شفاف کنم؛ من اگر میخواستم به خاطر پول مجوز بگیرم، میرفتم بازیگر میشدم و زمانی که فیلمنامه مجوز گرفته و همهچیز جلو رفته بود، میرفتم و بازی میکردم، نه اینکه به خودم زحمت بدهم.
نه، من به هیچوجه دوست ندارم بیقیدوبند زندگیام جلو برود.
بابا شما که همهچیز را میدانید! بله، آن کاری هم که گفتم از آن پول در میآورم، همین پوشاک است.
صادقانه میگویم فرد دیگری سرمایهگذاری کرده و من به او کمک میکنم.
دقیقاً میدانم منظورتان کیست. اما اولاً او رپخوان نبود، بعد هم پس از اینکه مجوز گرفت، کلیپاش در شبکههای ماهوارهای پخش شد و بعد هم مجوزش دچار مشکل شد. بیشتر کسانی که در حال حاضر هم کار با مجوز راهی بازار میکنند، کلیپشان از آنور آب پخش میشود. مگر غیر از این است؟ اگر من هم مجوز بگیرم و بعد به راحتی کلیپ پخش کنم، درست نیست.
چطور میشود که یک کلیپ با کیفیت بالای صدا و تصویر را از اینترنت دانلود کنند تا از شبکههای ماهوارهای پخش شود. اصلاً کجای اینترنت این ویدئوهای باکیفیت آپلود میشود؟ بگویند ما هم بتوانیم دانلود کنیم.
آن روزها را خوب به یاد دارم. من ۲ سال کار نکرده بودم و میترسیدم. ۲ سال در انزوا بودم، ۲ سال تنهایی. بعد از ۲ سال آمدم، گفتم خدایا کارم میگیرد یا نمیگیرد. خواستم همهچیز عوض شده باشد. اندام، مو و حتی لباسهایم را عوض کردم.
من هیچوقت از ایران نرفتم.
من با آن شرکت کار میکردم، اما همه کلیپهایم حتی در ایران فیلمبرداری شده و هیچوقت به خاطر کلیپ هم ایران را ترک نکردم. قبلاً کار از طریق این شرکت پخش میشد، اما الان واقعاً بیشتر کارهای من از طریق اینترنت پخش میشود.
بیتجربه بودم، میترسیدم، میگفتم زندانی میشوم، رفتارهای بدی با من خواهد شد. اما «امیر تتلو» با من حرف زد، گفت در ایران هیچوقت با تو رفتاری غیرقانونی نمیکنند. کلی کمکام کرد و نظرم را نسبت به حالوهوای آن روزها تغییر داد. بعد شجاعت پیدا کردم و آهنگ جدیدم را منتشر کردم. دیدم اصلاً خبری از آن رفتارهایی که فکر میکردم، نیست. فکر میکردم الان کار از من پخش شود، میروم کلانتری و کتک میخورم، اما باور کنید این شایعهها درست نیست. هیچوقت بیرون از چارچوب قانون با ما برخورد نکردند.
بچههایی که در ایران کار میکنند، نمیتوانند پول در بیاورند، کنسرت ندارند. آلبومشان هم فروخته نمیشود و فقط دانلود دارد. تجهیزات ندارند و همهچیز در حد معمولی و حتی محدود است. اما همین بچهها میآیند و بهتر از کسانی کار میکنند که سالها است آنور آب هستند و کلی تجربه دارند. خوانندههای لسآنجلسی تا دلتان بخواهد از کنسرتها پول در میآورند. این خوانندهها چشم دیدن بچههای داخل ایران را ندارند. نمیتوانند ببینند که بچههای زیرزمینی داخل ایران با امکانات محدودتر از آنها پیشی گرفتهاند. خب این منطقی نیست که شبکههایی که از این افراد پولی به جیب میزنند طرفداری آنها را بکنند؟
نه، اصلاً کسی زیرآب من را نزده. منظورم این است که این شبکهها فقط از کسانی طرفداری میکنند که برایشان سوددهی داشته باشد. من در ایران ماندم، در دل مردم. از همهچیز خبر دارم، مشکلاتشان را میدانم و این میشود که مردم ترانههایم را بیشتر درک میکنند.
شاید باور نکنید، اما فقط خانه، باشگاه و موزیک.
با خانواده، مدتی دوست داشتم تنها زندگی کنم. مدتی هم امتحان کردم. اما من آدمی نیستم که بدون خانواده زندگی کنم. زمانی که تنها زندگی میکنی، راههای خطا برایت بیشتر باز میشود. من دوست داشتم کنار خانوادهام باشم و حمایتشان را ببینم. دوست دارم اگر اشتباه کردم، خانوادهام جلویم را بگیرند. دوست دارم همیشه پشتم به خانوادهام گرم باشد.
من از همه کسانی که میبینم، برای ترانههایم سوژه میگیرم. حتی زمانی که تنها در ماشین دارم رانندگی میکنم و مثلاً موسیقی آرام تکنوازی پیانو گوش میدهم.
ترانهها، ملودی و آهنگسازی برای خودم است. فقط تنظیم آهنگها را یکی از دوستانم انجام میدهد.
بیشتر کارهای خودم را جلو میبرم. ترانه نمیفروشم، برای انتشار آهنگ دوصدائه با کسی هم پول نمیگیرم، اسپانسر هم ندارم. چند سال پیش پدرم گفت در خوانندگی راهت را برو و فقط روی پای خودت بایست. چه باور کنید چه نه، من تا حالا روی پای خودم بودهام.
به هر حال موسیقی زیرزمینی همهاش دردسر است.
من چیزی که خواندهام، مجاز بوده است. نه به کسی توهین کردهام، نه کار خلاف شرعی انجام دادهام. همیشه خطقرمزها را رعایت کردهام، چون میخواهم در ایران زندگی کنم.
مثلاً کدام؟
تصمیم گرفتهام دیگر این کار را هم نکنم.
مشکلدار که نه. اما اگر بخواهم کار مجاز بکنم، باید آنها را عوض کنم. اصلاً این را هم بگویم که در دو سه تا کار آخرم این کلمهها کمتر شدهاند.
چرا نباشم؟ من پسر ایران هستم و دوست دارم با مجوز در ایران کار کنم. دوست دارم مجاز باشم و به راحتی برای مردم کار کنم.
آره.
بله میدانم. اما دیگر تصمیم گرفتهام که از این کارها نکنم.
این احتمال وجود دارد. بعضی از خوانندههای زیرزمینی بودهاند که پس از گرفتن مجوز دیگر محبوبیت سابق را نداشتهاند. بدون رودربایستی بگویم کسانی که این روزها دارند با مجوز خوب پول در میآورند و کنسرت میگذارند، زمانی به اوج معروفیت خود رسیدند که در زیرزمین کار کردند. من به این هم فکر کردهام که چطور میتوانم بعد از گرفتن مجوز کار کنم.
بله. اگر لازم باشد، نامه هم مینویسم و عذرخواهی میکنم. خطاب به مردم نامه مینویسم و از آنها معذرت میخواهم.
نه این برای کلیپ جدیدم است.
نه خیالتان راحت باشد. میخواهم مجوز بگیرم. شاید باور نکنید چند وقت پیش برندی خواست از عکس من استفاده کند تا در تهران ۴۰ تا بیلبورد تبلیغاتی بزنند. به آنها اجازه این کار را ندادند. شما ببینید عکس من اجازه منتشر شدن ندارد، اجازه درس خواندن نداشتم. دیگر از این روش کار خسته شدهام. دلم میخواهد کنسرت بگذارم و هوادارانم را ببینم و برایشان بخوانم.
بله. سبک خواندن با کمی اصلاح از فضای رپ خارج میشود. امتحان کردهام و خیالم راحت است.
چرا نشود؟ من هم مانند همه، بارها شده جیبام خالی بوده. هیچوقت یادم نمیرود یک روز از رسالت تا یوسفآباد پیاده رفتم تا به استودیو برسم. نمیخواستم پول تاکسی بدهم که نکند پول استودیو کم بیاید. اما همان روزها میگفتند آرمین پولدار است. میگفتند پدرش مایهدار است که توانسته خواننده شود. من ۱۰ سال است که خرج میکنم و میخوانم و ۴ سال است که دارم جواب میگیرم. من بارها پیشنهاد داشتم که با قیمت بالا با خوانندهای ناشناس فیت بزنم، اما قبول نکردم. با خودم گفتم شاید بعدها این آهنگ کارنامهام را خراب کند.
نه، من از رانندگی میترسم. تصادف شدیدی داشتم که از آن روز به بعد دیگر به هیچوجه دوست ندارم رانندگی کنم.
نه، جالب است که روی صندلیهای عقب هم نشسته بودم. دوست صمیمیام در همین تصادف نخاعاش آسیب دیده و من کلاً از رانندگی ترسیدهام.
نه آیدین دوست صمیمی من است. مثل برادرم میماند. من از رانندگی خاطرات خوبی ندارم. یک بار هم در لواسان چپ کردم، چند جای بدنم شکست و مجبور شدند در بدنم پلاتین بگذارند.
بله. کلا آنقدر خاطرات بد از رانندگی دارم که خودم دیگر رانندگی نمیکنم.
دقیقاً. همین است که میگویم، دلیل خاصی هم ندارد. هر چقدر کمحاشیهتر باشم و کمتر به چشم بیایم، برایم بهتر است.
زندگی آرام را دوست دارم. من تصادف کردم و تا اتاق عمل رفتم، اما به هیچکس نگفتم. نمیدانم از کجا درز پیدا کرد که من تصادف کردهام. به هرحال خودم در شبکههای اجتماعی آنقدر فعال نیستم. البته این را هم بگویم که نه کمری دارم و نه رنگ سبز لجنی را دوست دارم.
هر چند امیرحسین فشنگچی و چند فوتبالیست دیگر از دوستانم هستند، اما اهل فوتبال نیستم. من نه پرسپولیسی هستم و نه استقلالی. فوتبال را هم در حد بازیهای استقلال – پرسپولیس یا رئال – بارسا میبینم و خودم طرفدار بارسا هستم.
یک بار به دعوت فشنگچی سر بازی پرسپولیس – سپاهان آمدم. در آن بازی مأموران گفتند چرا آمدهای؟ گفتم از طرف امیرحسین فشنگچی دعوت شدهام. اما محترمانه به من گفتند که بهتر است بازی را از تلویزیون نگاه کنی و روی سکوها نروی.
نه. همانجا در استادیوم اتاقی بود که من را به آنجا بردند و بازی را از مانیتور دیدم.
بد نیست.
برای اینکه من تاکنون با نشریههای رسمی مصاحبه نداشتهام. نمیدانم چه باید بگویم، شاید هنرش را هم ندارم. زیاد اهل حرفزدن هم نیستم.
بعضی از خواننده های پاپ دوستانم هستند که کارهایشان را گوش میدهم.
مرتضی پاشایی. یک بار هم به کنسرتش رفتم که لطف کرد و من را معرفی کرد و مردم شرمندهام کردند.
اگر حرف نمیزنم، بدون رودربایستی به خاطر این است که من در کل آدم محتاطی هستم.
واقعیتش را بخواهید آره. نگران بودم. (میخندد)
رمز عبور را فراموش کردم ؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 55
بازدید هفته : 463
بازدید ماه : 445
بازدید کل : 187385
تعداد مطالب : 2226
تعداد نظرات : 13
تعداد آنلاین : 1